تبليغاتX
ღ•.•فرشته خوشبختی •.•ღ

ღ•.•فرشته خوشبختی •.•ღ

ماهریک فرشتگانی هستیم که فقط یک بال داریم زمانی قادربه پروازیم که به هم بپیوندیم


نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.





نوروز آیین رفاقت را نگاهبانی می کند

که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

*سال نو و نوروز باستانی مبارک.



یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد




خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای دوستان من عطا فرما :

هزار و سیصد امید

هزار و سیصد و نود بهروزی

هزار و سیصد و نود و یک  لبخند زیبا

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد

نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 11:3 توسط هستی| |

از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !


امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند1390ساعت 8:35 توسط هستی| |

 

خدایا : نعمت عافیت  ، مبدا همه نیاز هاست ، و عاقبت به خیری  ، مقصد همه انسانهاست  ، بین این مبدا تا آن مقصد  ، والا ترین نیاز دلخوشی ست  .  به بزرگیت آنرا به عزیزانم عطا فرما .

 

 آمین  

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن1390ساعت 10:25 توسط هستی| |



گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب.
نخند!

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.
نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.
نخند!

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند!

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هر صبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس،

به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و درکوچه ها جار می زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگری در یک نمایش تاتر،

نخند، نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند!

آدمهایی که هر کدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بار می برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جار می زنند،

سرما و گرما می کشند،

و گاهی خجالت هم می کشند ...،

بیائیم و هرگز به دیگران نخندیم و زمانی لب به خنده باز کنیم که خودمان را
در شادی و خوشبختی دیگران سهیم بدانیم و بقولی
"
به دیگران نه، ولی با دیگران بخندیم"

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برایت آرزو می کنم ...

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌كنم
كه چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان ببیند.

گوشی
كه صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان بشنود.

روحی
كه این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.

و زبانی
كه در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون كشد
و بگذارد
از آن چیزها كه در بندمان كشیده است
سخن بگوییم.

نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1390ساعت 11:25 توسط هستی| |

خدایاااااااااااا
ایستاده بودم منتظر به امید دستی که پنجره ام

را بر روی روشنائی باز کند و تو آن را گشودی با سخاوت

خورشید و رحمت باران

خدایا کمکم کن تا عاشقانه ترین نگاهها را در چشمانش بریزم ، خدایا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترین و شیرین ترین باشم ، به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاری سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم ، خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ...   






خدایا "هستی" و من به حضور تو ایمان کامل دارم

خدایا این روز های سخت همه هدیه توست

میدانم و

می پذیرمشان اما کمک کن تا بتوانم سر بلند بمانم

آمیـــن


نوشته شده در شنبه 12 آذر1390ساعت 9:55 توسط هستی| |

اسم بلوتوثتون چیه؟؟؟




نظرات در پست پایین لطفا

نوشته شده در شنبه 16 مهر1390ساعت 10:49 توسط هستی|

دلم به حال عشق می سوزد !

می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.
بیاندیش که اندازه عشق در زندگیت چقدر است؟
آثار عشق در کجای زندگیت است؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

رهگذری آرام از کنارم می گذرد و بدون احساسی می گوید : صبح بخیر
صدایش در صدای باد و باران گم می شود و به گوش قلبم نمی رسد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند
حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

به تکاپو می افتی ... در غربت بیابان، در کوچ شبانه پرستوها
در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی.
دیر شده خیلی دیر

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد
سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی
و یا شاید نمی فهمیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امروز حرف حقیقت را باور می کنی ...
اما افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آن كس كه لذت یك روز زیستن و عاشق بودن را تجربه كند،
انگار كه هزار سال زیسته و آنكه امروزش را قدر نمیداند،
هزار سال هم به كارش نمی آید !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین
اگه اعلام کنن دنیا داره تموم میشه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تمام خطوط تلفن اشغال میشه واسه دوستت دارم گفتن ها
یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه میکنیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در همان یك روز دست بر پوست درخت می كشین ...
روی چمن میخوابین
كفشدوزك ها رو تماشا میکنین ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین
انگار که بار اوله اونهارو میبینین و به آنهائی كه نمیشناسین سلام میکنین
غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

شما در همان یك روز آشتی میکنین و می خندین می بخشین
تازه میفهمین عاشق بودین و نمیدونستین
این قدر که غرق در زندگی بودین
هیچوقت نه به کسی محبت کردین و
نه اجازه محبت کردن رو به کسی دادین

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

دلم میسوزه واسه آدم هایی که همیشه در فردا زندگی میکنن
به خیال داشتن عمر نوح

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در شنبه 9 مهر1390ساعت 9:36 توسط هستی| |

امشب از اون شبهاست...!

از اون شبهایی که دلم بیشتر از هر وقت دیگه ای

برای خدا پر می کشه ...

از اون شبهایی که یه بغض بزرگ راه گلومو بسته

نشستم با خودم فکر کردم که از خدا چی بخوام...!

چی بخوام...!؟

هر چی بخوام آخرش یه چیزی کم دارم...

خدایا تو رو کم دارم

خدایا فقط خود خودتو می خوام...!

 

خدایا قلبم راخانه ی خودت کن


را بگیر.

نوشته شده در یکشنبه 3 مهر1390ساعت 21:6 توسط هستی| |

خــــدایا به دادم برس 

 

وقتی چشات دیگه اشکی برای ریختن نداشته باشه 

وقتی که دیگه قدرت فریاد زدن هم نداشته باشی 

وقتی دیگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی 

وقتی که دیگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته باشن 

وقتی از درون تمام وجودت یخ بزنه 

وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ کنی 

وقتی که احساس می کنی که دیگه هیچ کس تو رو درک نمی کنه 

وقتی که احساس می کنی تنها ترین تنهای دنیا هستی 

و وقتی باد شمع نیمه سوخته اتاقتتو خاموش کرد 

چشمات رو ببند و با تمام وجود از خدا بخواه که صدات کنه 


 خــــدایا به دادم برس 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 13 شهریور1390ساعت 10:58 توسط هستی| |

پروردگارا

 

مرا بينشي عطا فرما تا تو را بشناسم

 

و دانش عطا فرما تا خود را بشناسم

 

مرا صحتي عطا فرما تا از كار لذت ببرم

 

و ثروتي عطا فرما تا محتاج نباشم

 

مرا نيرويي عطا فرما تا در نبرد زندگي فائق شوم

 

و همتي عطا فرما تا گناه نكنم

 

مرا صبري عطا فرما تا سختي ها رو تحمل كنم

 

و طبعي عطا فرما كه با مردم بسازم

 

مرا بزرگواري عطا فرما كه با دشمنم مدارا كنم

 

و بينشي عطا فرما تا زيباييهاي جهان را ببينم

 

مرا عشقي عطا فرما تا تو و همه را دوست بدارم

 

و سعادتي عطا فرما تا خدمتگذار ديگران باشم

 

مرا ايماني عطا فرما تا اوامرت را اطاعت كنم

 

و اميدي عطا فرما تا از ترس و اضطراب بر كنار باشم

 

مرا عقلي عطا فرما تا از خود نگويم

 

و معنويتي عطا فرما تا زندگي معني داشته باشد

 

.................آه خدايا ................

 

سوال ؟

 

گروهي خدا را از روي ترس عبادت ميكنند كه اين عبادت بردگان است

 

گروهي خدا را به اميد بخشش پرستش ميكنند كه اين پرستش بازرگانان است

 

گروهي خدا را از روي سپاسگذاري ميپرستند كه اين پرستش آزادگان است

 

شما جزء كدامين هستين؟

نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 10:7 توسط هستی| |

 

 

تقدیم با عشق به تنها تک ستاره قلبم

سلام به همه دوستای خوبم

 

امروز یعنی ۰۷/۰۵/۹۰ اولین سالگرد عقد منو احسان عزیزم هستش

وایییییییییییییی نمی دونین چقدر خوشحالم

 

 

 

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

عزيزم به اندازه تمام کساني که نميشناسم دوستت دارم و سبدي از گلهاي ياس و پونه با يه آسمون ستاره تقديم تو

 

باهفت آسمون پرازگل ياس وميخك

باصدتادرياپرازعشق واشتياق وپولك

يه قلب عاشق بايه احساس بي قراروكوچك

فقط ميخوادبهت بگه

سالگرد ازدواجمون مبارک

 

 

 

 

خواستم برايت هديه بگيرم

گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زيباييم

برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ايستادگي ام

بيد گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که هميشه سر به زير دارم

به فکر فرو رفتم و

سرم را به زير انداختم به ناگاه قلبم را ديدم

که بهترين چيز در زندگيم هست

به ناگه فرياد زدم

که قلبم را مي فرستم چون

او

خود زيباست، مظهرايستادگيست

سربه زيرو با نجابتست

 

 

 

 

احسانم عاشقتم

 

 

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی 

 

 

 

 

 

 

نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي

مي بخشد.

امروز روز توست…

سالگرد ازدواجمون مبارک

 

 

 

نوشته شده در جمعه 7 مرداد1390ساعت 9:40 توسط هستی| |

 

 

یه خانمی با ماشین خودش تو جاده داشت رانندگی میکرد

 

یه آقایی هم داشت با ماشین خودش تو همون جاده تو  باند مخالف رانندگی میکرد


وقتی این دو به هم رسیدند

خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و

خطاب به آقا فریاد میزنه

حیووووووووون

آقا هم بلافاصله داد میزنه

میمووووووون

هر دو به راه خود ادامه دادند

و

آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه ای که نشون داده بود

خوش به حالش شده بود

فقط وقتی سرپیچ بعد رسید

.

.

.

.

.

.

 

نتیجه ی اخلاقی:

مردها هیچوقت واقعا نمی فهمند که

زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون بگن!!!!!!! 

نوشته شده در پنجشنبه 23 تیر1390ساعت 12:20 توسط هستی| |

بارالها . . .

 

تنها تو قادری بر از بین بردن غمهايم

و تنها تو قادری عيبهايم را بپوشانی 

 

و تنها تو قادری گناهانم را ببخشی و بيامرزی

 

بر من که بنده توام ، اگر تو رحم نکنی

اگر تو نبخشی و نیامرزی

 ......

اگر تو پناه من و  غمهای من نباشی

 

چه کسی بهترین پناه دهنده ، بی پناهی من است ؟؟؟

 

چه کسی ؟وقتی می دانم تویی پناه همه بی پناهان

پناهم ده که بی پناهم ...

....

 

خدا جونم همیشه محتاج توام

 

 
 خــــــــدايــــــا!  
                                                               پناهم بده   
 
 
 
 
 
     
 
 

خدایا !

 

     پناهـ-ــ-ــ-ـم بده 

 

                                    پناهم بده                                                                                       

   پناهم بده .....

 

 

خدایا دلِ جوان مرا بنگر



 هنوز آن‌قدر زمان بر من نگذشته که دلم رنگ و بوی دنیا بگیرد

هنوز دلم آبی است و چشمم بوی آسمان می دهد 

 

.......................................................... 

................................

   ...................   

 

   خدایا !  

خدای مهربان من با قلبی شکسته به درگاهت روی آورده ام

   

خداوندا 

 خــــــــدايــــــا! 

 

تو خودت گفتی که در قلب شکسته جا داری

 

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

 

   
نوشته شده در سه شنبه 21 تیر1390ساعت 15:3 توسط هستی| |

 

وقتی....

 

وقتی تو خودت گیر می کنی 

 

وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !

 

وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی

 

وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی

 

وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی 

 

وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره ..

 

وقتی مجبوری خودتم گول بزنی 

 

وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!

 

وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست

 

وقتی می دونی همه چی دروغه

 

وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی

 

وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..

 

وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت

 

وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته 

 

وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه

 

وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..

 

 وقتی نباید اونی باشی که هستی 

 

وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست ! 

 

وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن  

 

وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه

 

وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...

 

وقتی................................

 

 

میشی اینی که من الان هستم

 

نوشته شده در شنبه 4 تیر1390ساعت 9:0 توسط هستی| |

Design By : Night Melody