ღ•.•فرشته خوشبختی •.•ღ
ماهریک فرشته گانی هستیم که فقط یک بال داریم...زمانی قادربه پروازیم که به هم بپیوندیم
گفتم: خستهام گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی! گفتی: فاذکرونی اذکرکم گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه! گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم .:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::. گفتم: دلم گرفته گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله گفتی: ان الله یحب المتوکلین گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم گفتی: فانی قریب گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما گفتم: دوستت دارم خدای مهربونم خدايا هميشه تو را مي خوانم تا نگاهم كني و دست هاي پر از نياز مرا بگيري... بگذار در تمام لحظه ها و ثانيه هايي كه برايم آفريده اي فقط تو را ياد كنم ، اگر تو در قلبم نبودي هزار بار از بي رحمي زمين و آسمان مرده بودم...! اگر نفسهايم را تنها بگذاري بدون شك مثل برگهاي پاييز خشك و زرد خواهم شد و مثل دانه هاي برف سرد و يخ زده...! ياريم كن اي معبود مهربانم... خدايا احساس مي کنم زود عادت مي کنم و گاهي به اشتباه اسم آن را دوست داشتن مي گذارم لحظه هاي زندگي در گذرند و من غافل از روز هاي از دست رفته ...! دوست دارم در اين لحظه هايي كه چون برق و باد مي گذرند ارام و بي صدا لحظه اي بياسايم و به او بينديشم ، به او كه هست و نيستمان از اوست و خالق تمام لحظه هايمان است...! دوست دارم نور ايمان افكار خسته و تاريكم را روشن كند و تنها او را ستايش كنم... خدايا عشق و دوست داشتن را در وجودم جاري كن و مگذار خواهش هاي نفساني ميان من و تو فاصله بيندازد ، خدايا مرا در اوج نيازمندي بي نياز گردان و ياريم ده تا طلب نكنم چيزي را كه نصيب من نخواهد شد و روزيم نيست ، خدايا مخواه لحظه هايم به غفلت و تاريكي بگذرند... دست هاي خسته ام را بگير و ياري ام كن اي خداي مهرباني ها دنیای من دیگر ظرفیت سادگی های پیچیده ام را ندارد ، گویا هیچ گاه نداشته و انگار نمی خواهد داشته باشد...! زمان مرا هل می دهد ، همیشه طوری رفتار کرده ام که انگار برای رسیدن به فردا عجله می کنم حتی به پشت سرم هم نمي نگرم ، چون می ترسم دیروز بیاید و من را با خود همراه كند...! اما اینطور نیست ، من در یک ثبات عجیب ، در یک نقطه ی کور که انگار فقط به من اختصاص دارد ایستاده ام... به نظرم گاهی توقف در زمان فرصت خوبیست برای نگریستن به مسیر طی شده و راه در پیش رو. در اين ميان يك چيز هست که به من اطمینان می دهد و ان هم اينكه گاهی برای رسیدن باید نرفت...! و امشب حس غريبی دارم ، انگار تمام غصه های دنيا در دلم تلنبار شده است ، انگار که يک دنيا حرف نگفته در گلويم قنديل بسته است ، انگار يک آسمان ابر در چشمانم قصد باريدن دارد ، به اندازه تمام دوران کودکيم ، به يک آغوش گرم و يک شانه پر مهر احتياج دارم که مامن و پناهگاهم شوند و آرامم کنند... خدايا ! نميدانم چه اتفاقی افتاده که اينقدر احساس تنهايی می کنم ، شايد از تو دور شده ام که اينقدر تنهايی به من نزديک شده ، شايد با تو غريبه شده ام که اينقدر ترس و وحشت با من آشنا شده ، شايد... خداي مهربام مرا درياب و به حال خود وا مگذار... بي نهايت دوستت دارم پروردگار من
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)::.
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

خدايا مي دانم تمام لحظه هايم با توست، مي دانم تنها تويي که مرا فراموش نمي کني ومي دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز مي گويي برگرد ...!!!
خدايا تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهي که بهترين است
خدايا مي دانم تو هميشه با مني، ولي تنهايم مگذار. يا شايد بهتر باشد بگويم: نگذار تنهايت بگذارم
خداوندا من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان، من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم
خداوندا من از دوستان بي مقدار، من از همرهان بي احساس، من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم
خداوندا من از احساس بيهوده بودن، من از چون حباب آب بودن، من از ماندن چون مرداب مي ترسم
خداوندا من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست آشنايان و دوستان دور يا نزديک مي ترسم
خداوندا من از ماندن، رفتن و حتي از خود نيز مي ترسم
خداي خوبم، بهترينم، پناهم ده

| Design By : Night Skin |


